نیمه شعبان
دخترم این اولین نیمه شعبانیست که شما می بینی امیدوارم که صاحب این روز نگهدار و حافظ تو و همه نی نی ها باشد ...
نویسنده :
مامان نیلوفر
12:35
خونه عمه ناهید
دخترکم امروز من و شما برای اولین بار تنهایی رفتیم خونه عمه ناهید ، آخرین باری که مامان تنهایی رفته بودم خونه عمه 18 شهریور روز قبل از بدنیا اومدن دختر گلم بود. اون روز مامانی یه کم کمرم درد گرفته بود ولی حتی فکرش را هم نمیکردم شما بخواهی بدنیا بیایی چون شما باید اوایل مهر بدنیا میومدی ولی نیمه های شب کیسه آب مامان پاره شد و بعد هم که دیگه خانمی به دنیا اومدی. خلاصه اینکه امروز به دخترم و مامانی خوش گذشت و مامانی و نیلوفر تصمیم گرفتیم حالا که دیگه تابستون شده و پسر عمه هادی دیگه مدرسه نمیره از این به بعد دو هفته یکبار برویم خونه ...
نویسنده :
مامان نیلوفر
12:08
نه ماهگی و هدیه اش
گلکم نه ماهگیت مبارک باورم نمیشه که نه ماه گذشته و شما دیگه برای خودت خانمی شدی صبح با هم رفتیم مرکز بهداشت برای مراقبت نه ماهگیت وزن گلم 9 کیلو و400 گرم ،، دورسرت 45 و نیم وقدت 70 سانت شده بود . دخترکم خدا رو به خاطر وجود تو شکر میکنم . چند تا عکسهای امروزت را هم تو ادامه مطلب برات میذارم . این لباس خوشگلو خاله اعظم برات خریده دیروز که بابایی اصفها...
نویسنده :
مامان نیلوفر
17:14
آتلیه
اینها بچه های گل داداش زهره و علیرضا هستند(وقتی کوچولو بودند)عمه فداتون بشه اینم عکسهای نیلوفر خانم ...
نویسنده :
مامان نیلوفر
9:31
هندوانه خوردن
خاله و مهشید
سلام دخترم صبح بخیر دو روزی که گذشت به مناسبت ارتحال امام خمینی و 15 خرداد تعطیل بود و ما هر دو روز را خونه بابابزرگت بودیم خاله الهام و دختر خاله مهشید هم آمده بودند از آنجایی که معمولاً تنهایی حسابی این دو روز خوش گذروندی امروز هم میخواهیم برویم خانه اون یکی بابابزرگت (بابای بابایی) ولی بابایی هنوز خوابه وقتی بیدار بشه میریم دوست دارم عشقم ...
نویسنده :
مامان نیلوفر
7:07





